السيد محمد حسين الطهراني
35
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
است كه بال و پرش استوار نشده ، كه دچار آفات و مصائب مىشود و دشمنان حمله مىكنند و او را از پا در مىآورند . و ليكن اين روايت با إطلاق خود در صدد بيان اين معنى نيست كه هر كسى از هر حقّى دفاع كند ، مَثَل او مثل فَرْخ است ؛ حضرت در اينجا مىفرمايد ما يك مهدىّ داريم و بس ! مهدىّ آخر الزّمان يكى است ، و اوست كه قيام مىكند ؛ و مهدىّ نوعى هم نيست ، بلكه مهدىّ شخصى است . مهدىّ يك شخص از خاندان ماست كه در روايات هم تمام خصوصيّاتش آمده است ، كه پس از إمام يازدهم به ولايت و إمامت مىرسد ، و پيامبر هم به اسم او تصريح فرموده است ، كه او مهدىّ آخر الزّمان است . آن مهدىّ ، كسى است كه قيام مىكند و تمام دنيا را زير پرچم عدل خود مىگيرد و با سيف ، تمام دشمنان را از بين مىبرد و هيچ كس در مقابل او تاب مقاومت ندارد . حالا اگر كسى از أهل اين بيت ( يعنى از خاندان ما أهل بيت ) بخواهد قيام كند و كار او را بكند ، نخواهد توانست . آن مهدىّ وقتى قيام مىكند كه بالهايش استوار شده باشد ؛ و وقتى بخواهد از آشيانه بپرد ، يك مرتبه پرواز مىكند و بر روى آسمانها و بر فراز قلّهء كوهها سير مىكند ؛ نه اينكه روى زمين بيفتد و بچّهها او را بگيرند و با او بازى كنند . و هر كس قبل از آن قيام بخواهد كار او و قيام او را بكند و دشمنان را در هم بكوبد و لواى مهدىّ را خود بدست گيرد ، يعنى خود مهدىّ بشود ، آن شخص مهدىّ نخواهد بود ؛ زيرا مهدويّت نوعيّه نيست ، بلكه مهدويّت شخصيّه است و قائم به اوست . بنابراين ، اى برادر من ! با كمال علم و دانش و درايت و حقيقتى كه دارى ، و با اينكه نيّتت نيّت صحيح ( قيام عليه باطل ) است ، من نصيحت مىكنم كه اين كار بر صلاح نخواهد بود ؛ زيرا در وراء هر مسأله يك مسألهء غامض ترى وجود دارد و هر ظاهرى يك باطنى دارد و آن باطن هم باطنى دارد . و اين قيام تو گرچه بعنوان جلوگيرى از ظلم و فساد و كوتاه كردن دست تعدّى دشمنان است و